قسمت پنجم
-1 اتحاديه فروشندگان مستقيم کالاچDSA و نظام (MLM)؛
در پيامد حضور گسترده شرکت IBM در بازار که در اواخر دهه 50 ميلادى طرح ابتکارى نوين «مهندسى فروش» را وارد بازار آمريکا و در دهه 60 ميلادى وارد بازار اروپا نمود، ميزان فروش و درآمد فروشندگان مستقل - که فقط بر اساس درصدى از فروش (پورسانت) - کار مىکردند به شدت کاهش پيدا کرد. بطورىکه براى يک نسل از فروشندگان مستقل، سطح اين درآمد به 3 درصد کاهش يافت.
لذا اتحاديه قدرتمند فروشندگان مستقل -DSA بمنظور خروج از بحران- به طراحى برنامه بازاريابى «شبکه چند مرحلهاى فروش» موسوم به (MLM) پرداخت و توفيق يافت تا در دهه 60 ميلادى - در سايه اين نظام جديد فروش - سطح درآمد فروشندگان مستقل را به 15 درصد افزايش دهد و اين سطح درآمد را براى چهار و يا پنج نسل، حفظ کند.
-2 بازاريابى و فروش چند مرحلهاى موسوم به (MLM)؛
بازاريابى و فروش چند مرحلهاى موسوم به (MLM)، نظامى است که در ايران يک سابقه هزار ساله دارد و در دهه 30 ميلادى اين نظام، از شرق اسلام (بخصوص ايران) توسط آلمانىها اقتباس شده و به اروپا رفته و سپس در دهه 40 ميلادى وارد آمريکا گرديده است.
اين شيوه فروش که هنوز هم در بازارهاى سنتى ايران حاکم است بدين صورت عمل مىکند که؛
توليدکننده داخلى و يا تاجر بزرگ واردکننده کالا- بخصوص در دوره (1900 --1970) کالاى مورد نياز خود را از طريق مراحل ذيل وارد کرده و در بازار سراسرى کشور به فروش مىرساند؛
مرحله يکم؛ تاجر واردکننده که از طريق کميسيونرهاى مستقر در بازار تهران، کالاى مورد نياز خود را به کارخانه مبدا- مثلا آلمان - سفارش مىداده است. هنوز هم کميسيونرها - جهت ارائه چنين خدماتى - در بازار تهران فعال مىباشند.
مرحله دوم؛ تاجر واردکننده، کالاهاى وارداتى را بين طرفهاى تجارى خود - مستقر در «تيمچهها» و «سراها» در شهرستانها و بازار تهران - پخش مىنمود و در برابر کالاى ارسالى «برات» و يا «حواله» دريافت مىکرد که صرافها تا اواخر دهه 40 خورشيد عهدهدار نقش نقل و انتقالات مالى تجار بازار و نقدکردن حوالجات و بروات وصولى بودند.
در دهه 40 خورشيدی، بانک صادرات براى اولين مرتبه در کشور نظامى را تعريف کرد که «بروات و حوالجات تجار» را پذيرفته و سيستم بانکى را جايگزين نظام صرافى کرد.
مرحله سوم؛ تجار محلى تيمچهها و سراها، کالاهاى جديد واصله را در بين عمدهفروشان بازار توزيع مىکردند تا هر چه سريعتر سرمايه آنان بازگشت پيدا کند.
مرحله چهارم؛ عمده فروشان بازار نيز به نوبه خود کالاى جديد واصله را در بين بنکداران بازار و خيابانها و محلهها توزيع مىکردند و بهاى کالا را بصورت نقد و يا اوراق اعتبارى(چک يا سفته يا بيجک) دريافت مىداشتند.
ادامه دارد...